close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
گنجینه کارآفرینی پیشگام
دانشنامه کارآفرینی و مهارت‌های کسب و کار
Entrepreneurship & Business Skills Encyclopedia
تعریف و مفهوم مسأله



مفهوم مسأله
مسأله در لغت به معنی حاجت، طلب و خواسته است ولی این واژه که معادل انگلیسی problem می باشد، یک اصطلاح است و در حوزه علوم مدیریت و دیگر حوزه های علمی تعریف خاص خود را دارد.
مسأله را می‏ توان وضعیتی تعریف کرد که در آن فاصله ‏ای بین آنچه هست و آنچه باید باشد، وجود دارد. همچنین مسأله، وضعیتی است که گزینه ‏های دیگری غیر از گزینه موجود مطرح باشد. با این حساب مسأله (یا خواسته) ما عبارت است از تحقق وضعیت مطلوب (وضعیتی که می خواهیم باشد). وضعیت مطلوب در واقع هدفی است که ما می خواهیم محقق شود پس به بیان ساده تر مسأله، تحقق هدف است.
مثلاً می خواهیم به تهران برویم. هدف (و مقصد) تهران است و مسأله، رسیدن به تهران. وضعیت موجود محلی است که هم اکنون در آن قرار داریم و وضعیت مطلوب، رسیدن به تهران (یا حضور در تهران) است. بدیهی است راه های مختلفی برای تحقق این هدف (رسیدن به تهران) وجود دارد و در واقع راه های مختلفی برای حل این مسأله وجود دارد.
در تعریف ارائه شده چند پیش فرض مهم وجود دارد:
ـ وضعیت بهتری نسبت به وضعیت فعلی قابل تصور است.
ـ شخص یا گروه تصمیم‏ گیرنده ‏ای وجود دارد.
ـ تصمیم‏ گیرنده نسبت به تغییر دادن وضعیت اهمیت می ‏دهد. مثلاً موضوع گرم شدن زمین در اثر گازهای گلخان ه‏ای تا سال‏ها پیش از این نیز به عنوان مسأله وجود داشت و تصمیم‏ گیرندگانی نیز وجود داشتند ولی چون این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار نبود در آن زمان اساساً گرم شدن زمین مسأله هیچ کس نبود.
ذکر این نکته نیز ضروری است که شناخت مسأله، خود بخش مهمی از فرایند حل مسأله است.

طبقه‏ بندی مسائل
هر نوع مسأله، روش حل مناسب خود را می‏ طلبد ولی چند نوع مسأله وجود دارد؟ در پاسخ می‏توان چندین تقسیم‏بندی متفاوت ارائه داد، مثلاً تصمیمات حوزه مدیریت و سیاست‏گذاری با تصمیمات اقتصادی تفاوت دارند. همچنین تصمیماتی که یک پزشک جراح اتخاذ می‏کند با تصمیمات یک مالک کسب و کار متفاوت است.
مسائل را بر اساس ساختار و ابعاد (به عبارت دیگر از نظر پیچیدگی) می‏ توان به دو طبقه مسائل خوش‏-‏تعریف و مسائل بد-‏تعریف تقسیم کرد. مسائل خوش-‏تعریف و بد-تعریف برای تصمیم ‏گیرندگان مختلف نسبی است چرا که توانائی افراد و گروه‏های تصمیم‏ گیرنده متفاوت است و مسأله‏ ای که برای فردی بد-تعریف محسوب می‏شود شاید برای دیگری خوش‏-تعریف باشد ولی مواردی هستند که در حد توانائی عام خوش‏-تعریف محسوب می‏ شوند. بازی‏های ساده‏ نمونه ‏ای از مسائل خوش‏-تعریف عام می ‏باشند.
 
مسائل خوش‏-تعریف مسائلی هستند که در آنها وضعیت فعلی، وضعیت آرمانی و روش‏های ممکن برای رسیدن به وضعیت آرمانی مشخص باشد. برای حل مسأله خوش‏-تعریف کافی است از نقطه کنونی آغاز کنیم و قدم به قدم به سمت وضعیت مطلوب پیش برویم.
مسائل ب-دتعریف، نقطة مقابل مسائل خوش-‏تعریف هستند. در این گونه مسائل اکثراً نمی ‏توان مطمئن بود که برای حل مسأله از کدام راه ‏حل باید استفاده کرد و حتی تشخیص چیستی مسأله خود مسأله ‏ای است که باید مشخص شود. لازم به ذکر است که اکثر مسائل دنیای واقعی از این دست مسائل هستند.
یکی از روش‏های حل مسائل بد-تعریف، بازساخت مسأله است بدین معنی که مسأله به بخش‏های کوچکتر و قابل‏ حل ‏تری تبدیل می‏شود. البته در این حال، این خطر وجود دارد که مسأله نه در بخش‏های کوچک که در ارتباط میان این بخش‏ها باشد. تکنیک‏های خاصی برای حل این مسائل وجود دارد که در جای خود باید به آنها پرداخته شود.
مسائل بد-تعریف معمولاً دارای راه ‏حل مشخصی نیستند و به همین دلیل، خلاقیت در حل این مسائل نقش کلیدی بازی می‏کند. یک راه ‏حل تا راه‏ حل دیگر می‏تواند نتیجه ‏های کاملاً متفاوتی را به همراه داشته باشد و از زوایای مختلفی مسأله را مورد بررسی قرار دهد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
■ موضوع: خلاقیت . ■ 01 / 01 / 1392 ■ نظرات () ■ بازدید: 5649 ■

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی



نام ارسال کننده: ع

با سلام امکان دارد منبع دقیقی از این نوشته ارائه کنید ؟
1396/10/3 || 12:25


نام ارسال کننده: سارا نجاتی

با سپاس
استفاده بهینه بردیم . ممنون
1392/12/5 || 9:35



مرور صفحه