close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
گنجینه کارآفرینی پیشگام
دانشنامه کارآفرینی و مهارت‌های کسب و کار
Entrepreneurship & Business Skills Encyclopedia
آیا کارآفرینان باید دروغ بگویند؟



 

یکی از مدیران باتجربه اخیراً به من گفت : "اگر شخصی نداند چگونه در موقع لزوم به طور جدی حقیقت را بپیچاند نمی‌تواند یک کارآفرین شود."

من گفت‌وگوهای زیادی با کارآفرینان در مورد دروغ گفتن داشته‌ا‌م؛ همه آنها از نظر تئوریک با دروغگویی مخالفند، اما در موقعیت‌های اجرایی، بیشتر آنها تا حدودی آن را به کار می‌گیرند.

بعضی از آنها واژه "دروغ گفتن" را دوست ندارند و ترجیح می‌دهند که آن را اغراق در واقعیت یا حتی بازاریابی بنامند، اما بدیهی است که بسیاری از کارآفرینان احساس می‌کنند باید حقیقت را بپیچانند یا آن را به زعم خود پیرایش کنند، یا آشکارا برخی عبارت‌های "دوستانه" را جعل کنند تا میدان فعالیت اقتصادی برای آنها هموار شود.

آیا پیچاندن حقیقت توسط کارآفرینان قابل اغماض است؟

آیا اعتقاد افراطی به گفتن حقیقت یک کار لوکس است که فعالان اقتصادی تازه وارد نمی‌توانند از عهده آن برآیند؟

 اگر چنین است آیا ما باید به کارآفرینان یاد بدهیم که کی و چگونه دروغ بگویند یا باید همان استاندارد‌هایی که برای شرکت‌های جاافتاده در نظر می‌گیریم برای تازه کارها هم تعمیم بدهیم ؟

چند سال پیش با کارآفرینی کار می‌کردم که سرمایه اولیه ناچیز خود را به ۱۰ میلیون دلار افزایش داده بود. یک عنصر کلیدی در پیشبرد سرمایه‌گذاری‌های او روابط استراتژیک وی با یک مشتری چند ملیتی بود. یک روز قبل از نهایی کردن سرمایه‌گذاری، آن مشتری اطلاع داد که کنار کشیده است.

به دوستم پیشنهاد کردم که شرکای سرمایه‌گذار خود را از این خبر مطلع کند، اما او ترجیح داد که آنها در اولین جلسه هیات مدیره پس از واریز پول به بانک از این موضوع باخبر شوند. نمی‌دانم او چگونه به آنها اطلاع داد، اما هیچ‌گونه بازخورد منفی آشکاری وجود نداشت.

اگر من در آن شرایط بودم ممکن بود از روی خامی‌ و بی تجربگی به خاطر مشتری از دست رفته جنجال و هیاهوی زیادی به راه می‌انداختم و این کار من منجر به فروپاشی شرکت می‌شد. ریسک‌پذیری این کارآفرین در آن شرایط خاص عواید زیادی برای او به همراه آورد.

آیا گفتن این دروغ برای کارآفرین مورد نظربرای حفظ منافع خودش قابل قبول بود؟

با کارآفرین دیگری کار کردم که گروه بازاریابی او بروشورهایی در زبان‌های مختلف برای محصولات جدیدی چاپ کرده بود با این مضمون که آن محصولات با موفقیت مرحله آزمایشی را طی کرده است.

برای مشتریان آمریکایی، این موضوع قابل درک بود، اما مشتریان ژاپنی وقتی دریافتند که مشخصات محصول به صورت فرضی نوشته شده است خیلی شوکه شدند و این امر منجر به بحران در اعتماد طرفین شد، ولی این کارآفرین نیز مسیر خود را طی کرد.

 آیا با تکیه بر فرهنگی که در آن کار می‌کنیم می‌توانیم دروغ بگوییم؟ اگر بله چگونه؟

هزاران کارآفرین عمداً پیش‌بینی‌های خود را بالا می‌برند با این انتظار که سرمایه‌گذاران حداقل نیمی ‌از این پیش‌بینی‌ها را باور خواهند کرد؛ با وجودی که یقین دارند اگر خوب بازی نکنند جریمه خواهند شد.

همان طور که یک کارآفرین پیشگام و موفق که فروش واقعی او حدود نصف پیش‌بینی اولیه‌اش بود به من گفت که این یک بازار کاملاً جدید است و ما هیچ اطلاعی از آن نداشتیم و به همین دلیل آن گونه که مشتریان دوست داشتند عمل کردیم، یعنی آماری اعلام کردیم که آنها منتظر شنیدنش بودند.

آیا غلو در گفتن واقعیت صحیح است هنگامی‌که طرف مقابل واقعیت غلو شده را انتظار می‌کشد؟

کارآفرینی را می‌شناسم که در آفریقا زندگی می‌کند و سیاست "رشوه نگیرید، رشوه ندهید" را در دستور کار قرار داده است. او خودش اصلا اهل رشوه دادن نیست، اما استدلال می‌کند که با این روش ما می‌توانیم بسیاری از مشکلاتمان را فوراً حل کنیم.

او می‌گوید: "من حل شدن مشکلاتم را از این طریق دوست ندارم، ولی رشوه دادن در بسیاری از کشورها یکی از راه‌هایی است که مردم کار خودشان را با آن پیش می‌برند." دوست من پی‌ریزی کرده است که بودجه مشخصی را برای توزیع‌کنندگان تعیین کنند تا آنها توان مالی لازم را برای پرداخت‌هایی از این نوع که به "پرداخت‌های آسان‌سازی" معروف هستند برای مواقعی که خیلی ضروری است، داشته باشند.

آیا شما فکر می‌کنید این سیاست برای کارآفرینان تازه وارد خوب است؟

وقتی که من و دو شریک دیگرم در سال ۱۹۹۰ شرکت خود را در حوزه تکنولوژی تاسیس کردیم در گفتن اینکه چه تعداد پروژه انجام داده‌ایم و آنها تا چه حدی موفق بودند اغراق کردیم.

با گذشت سال‌ها ما در انجام پروژه‌هایمان تا آن حد موفق شدیم که ما را از دروغ گفتن بی‌نیاز کرد که برای ما آسودگی خاطر زیادی به ارمغان آورد. ادامه دادن به تبلیغات اغراق‌آمیز درباره شرکت خیلی وسوسه‌انگیز بود، اما رفته رفته احساس کردیم توانایی آن را داریم که برای گفتن حقیقت سختگیری کنیم.

آیا دروغ گفتن در زمانی که تصمیم دارید پس از برطرف شدن نیازتان آن را متوقف کنید قابل تایید است؟

من پاسخ صحیح را ندارم، اما باور دارم که دروغگویی‌های کارآفرینی، با هر اسمی ‌که روی آن بگذاریم، خیلی رایج‌تر از آن است که ما تصور می‌کنیم.

ما همچنان شاهد بحث‌های جدی در این زمینه هم از نظر تئوریک وهم در دنیای واقعی خواهیم بود.

بنابراین بیایید از همین جا شروع کنیم:

" شما چه فکر می‌کنید!؟ "

 
دانیل آیزنبرگ - مترجم: عاطفه کردگاری

 مرجع: روزنامه دنیای اقتصاد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
■ موضوع: اخلاق کسب و کار . ■ 17 / 01 / 1392 ■ نظرات () ■ بازدید: 82 ■

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی



نام ارسال کننده: مهدی

با سلام از اينكه در مورد يك موضوع كاربردي مطلب نوشتيد تشكر ميكنم.

موضوع دروغ نگفتن در مورد كارافرينان بحثي چالشي است كه متاسفانه گريبانگير جهان سوم است و كارافرينان كشورهاي پيشرفته آن را تا حدودي حل كرده اند.
از سوي ديگر اكثر دروغهاي كارافرينان بدليل عدم مهارت انها در راستگويي است.
راستگويي خود داراري زير مجموعه هايی مثل مهارت مذاكره ،مهارت سكوت و... مي باشد.
1392/1/17 || 21:16


نام ارسال کننده: افشین

آیا کار آفرینی (در معنای راه اندازی و اداره کسب وکارآن ) بدون دروغ میتواند به حیات و بالندگی خود ادامه دهد؟

معمولا در محافل آکادمیک افراد و بیشتر دانشجویان ( بواسطه خصلت پاک و زلال و بی آلایش افراد بچه درس خوان شکلک) ، نگاه به کارآفرینی (در معنای راه اندازی و اداره کسب وکارآن ) نگاه به یک مقوله پاک وپاکیزه و بی آلایش است.اما چنانکه در دنیای واقع در اطراف خود می بینیم رتق و فتق امور و سوق دادن یک کسب و کار جدی به سمت پیشرفت بدون استفاده از دروغ (در رنگها و طرحها و سایزهای مختلف آن) آنقدر سخت است که تقریبا غیر ممکن می نماید. حتی در جایی خواندم که عمو افلاطون هم تجارت و کسب و کار را با اخلاق در تضاد و تقابل می داند.

بارها به درددل صاحبان کسب و کاری ( در ابعاد کوچک و متوسط از ماست بند گرفته تا رئیس شرکت کامپیوتری smile) گوش داده ام که با صداقت و معصومیت خاصی ( که معمولا در فصول کسادی سراغشان می آید smile) اقرار میکنند که واقعا چاره ای جز دروغ گفتن ندارند و اگر دروغ نگویند عایدی و درآمدشان بسیار ناچیز خواهد بود و شاید حتی هزینه ها و ضررها را هم پوشش ندهد. مثلا یکی میگفت :" مشتری از من می پرسد فلان ماده غذایی مال امروزه ؟ من دیروز آوردم و مطمئنم که کیفیتش تغییرزیادی نکرده ، چاره ای ندارم جز اینکه بگویم آره مال امروزه !! و نمیتوانم جنس را دور بریزم و برای اینکه فروش برود چاره ای جز دروغ گفتن ندارم." و مواردی نظیر آن . به نظرم می آید که هرچه کسب و کار بزرگتر باشد دروغهای بزرگتری هم لازم است.(مثل دروغهای ایران خودرو و سایپا !smile)

به هر حال این چالش نظری بزرگی است که باید روشن شود.ضمنا منظور از دروغ تمام نمودها و متعلقات آن است.مثل مثلا فروختن یک جنس بی کیفیت با قیمت بالا (به اصطلاح فنی آب کردن آن smile )که در کسب و کار یک موفقیت محسوب میشود.

از عشق من چگونه بگویم که بینتان یک لقمه نان بهانه جنجال میشود

پیچک شوید مردم عاشق در این زمین هرکس که سبزه ماند لگدمال میشود !
1392/1/17 || 21:14


نام ارسال کننده: مهدی

ضمن عرض تشکر جهت ارائه مطلب کاملا" کاربردی و علمی ((آیا کارآفرینان باید دروغ بگویند؟)) ، به نظرم رسید که پیرامون این موضوع ، مطالب مهمی را خدمت عزیزان علاقمند ارائه دهم که امیدوارم مفید فایده واقع شود.
واقعیت آن است که دروغگویی واژه مناسبی برای این عمل نیست بلکه می توان آن را مهارتی کارآفرینانه نامید که کارآفرینان را در رسیدن به آرزوها و اهداف کوتاه مدت و بلند مدتشان یاری می کند. البته این عمل در نگاه اول دروغ گویی ،خیال بافی و یا گاها" ساده انگاری کودکانه به نظر می رسد.اما واقعیت چیز دیگری است.

کارآفرینان پیشتاز می دانند که برای تحقق اهدافشان ،علاوه بر اینکه باید دائما" آن هدف را در ذهن خود متصور شده و به آن بیاندیشند، باید همیشه آن اهداف را برای خود ودیگران به تصویر بکشند.آنها فرا گرفته اند که با تصور تحقق اهداف ، قرار گرفتن در مسیر حوادث غیر قابل پیش بینی و افزایش مهارتهای مورد نیاز به راحتی می توانند به اهداف عالیه خود (هر آنچه که باشد) دست یابند که البته این مهارت فوق العاده نیاز به توضیح بیشتری دارد که فعلا" موضوع بحث ما نیست.

همه می دانند که هر خلقی از بشر مراتب پسندیده ،متوسط و ناپسند دارد.مثلا" در مورد شجاعت ، اساتید اخلاق آن را به مراتب مختلف تقسیم بندی می کنند از جمله تهور، شجاعت و ترس که تهور و ترس جزء خصایص اخلاقی ناپسند به حساب می آیند. در موضوع مورد بحث ما نیز بیان اهداف و ترسیم آینده گاها" به مرز دروغ گویی نزدیک می شود و بعضی از کارآفرینان به دلیل افراط در بیان آن دچار دروغگویی هم می شوند.ولی هدف آنها فریب شنوندگان نیست. لذا به نظر می رسد که صاحب نظران کارآفرینی باید علاوه بر تحقیق بیشتر پیرامون این مهارت بسیارکاربردی که کارآفرینان موفق به دلیل بهره گیری از آن در تمام عرصه های اقتصادی موفق عمل می کنند، آنها را در تقویت و تکامل این مهارت یاری کنند و مرز بین دروغ گویی و فریب را با این مهارت به خوبی روشن کنند.
1392/1/17 || 21:11



مرور صفحه